دکتر شریعتی می گوید :

 

من از دو کار نفرت دارم : یکی درد و دل کردن که کار شبه مردان است و یکی هم از خود دفاع کردن،جوش زدن،که کار مستضعفین است،آدم های سست.شجاع به همدرد نیازمند نیست،از ناله شرم دارد.مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارند.زندگیش از او دفاع می کند،زمان تبرئه اش می کند،پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود.هر چند سنگها را بسته و سگها را رها کرده باشند!

اما یک نوع نالیدن هست که چیز دیگری است.ناله ی غم و غصه و گرفتاری و قرض و از دست عقده دارها و "وز وزیست"ها و "زر زریست"ها و دشمنی های این و آن و آزار اینجا و آنجا...نیست.ناله ی ضعف و عجز نیست ناله مرد است.آنچنان که شیر در شب های عظیم کوهستان می نالد،آنچنان که علی در شب های پهناور نخلستان می نالد.این ناله ی غربت است،گریستن در زیر آوار زندگی کردن است.

                                                                                   "دکتر شریعتی"

کلماتی از دکتر شریعتی

یک انسان می تواند مسلمان شود بی آنکه یک روح مذهبی باشد؛ و می تواند مذهبی باشد بی آنکه مسلمان شود و می تواند مذهبی مسلمان باشد.
  • آدمی گرفتار چهار زندان است، اگر نه زندان ساکن چهار جهان؛ طبیعت، تاریخ، اجتماع و خویشتن
  • مذهب یک نوع آگاهی عاشقانه است یا عشق آگاهانه ، شعور و شناختی که شور و ایمان برانگیزد و در آن عقل و احساس از یکدیگر جدایی ناپذیرند
  • شناخت يك كلمه چقدر دقيق و چقدر عميق و چقدر با ارزش است