غزلی زیبا از لسان الغیب
|
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
|
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن | |
|
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
|
ما را ز جام باده گلگون خراب کن | |
|
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد |
گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن | |
|
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
|
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن | |
|
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
|
با ما به جام باده صافی خطاب کن | |
|
کار صواب باده پرستیست حافظا
|
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن |
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 23:19 توسط کرشمه
|